منو -منو +
🌍امروز: جمعه, ۲۹ تیر , ۱۳۹۷ 🌍
لوگوی سایت بزرگ سرگرمی نودیها نسخه 1.5
لینکستان دانلود آهنگ "نفس" بمناسبت روز دختر دانلود کتاب رایگان مضرات و راههای ترک خودارضایی فیلم کامل مستند جن صوت کوتاه در مورد تعبیر خواب

ارتباط با ما – ما در شبکه های اجتماعی

---راههای ارتباط با ما :--- راه ارتباطی تلگرام ------ راه ارتباطی سروش ------ برای سفارش تبلیغات هم میتوانید به این آی دی ها مراجعه کنید. ----------------------------- ما در شبکه های اجتماعی ----------------------------- توئیتر: ----------------------------- یوتیوب:

صفحات نودی‌ها در شبکه‌های اجتماعی

 
RSS صفحه اصلی سایت صفحه توییتر
 

آخرین مداحی ها

داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت پنجم

0

مامان مهناز بعد از کمی فکر کردن گفت :”ببین کاظم جان اون وقتا شرایط طوری بود که نمیشد بری به خانوادت مسایل رو بگی اما امروز اینطور نیست نیازی به پنهان کاری و اینها نیست”

من از این جملات مادرم فهمدیم که متوجه موضوع من شده.

بعدش ادامه داد : “عشق واقعی با یه نگاه پدید نمیاد تو باید با یک نفر زندگی کنی به خاطرش فداکاری کنی به خاطرش مدارا کنی به خاطرش حتی از بعضی چیزایی که دوست داری بگذری اگر بعد از همه اینها و خیلی چیزای دیگه احساس کردی هنوز اونطرفت رو دوست داری اون وقت شاید بتونی بگی خیلی دوستش داری یا اینکه عاشقش هستی”

گفتم : “دمت گرم خیلی قشنگ حرف میزنیا .. ایول  فقط یه نکته این بوی سوختنی برای پیاز نیست ؟ ”

سراسیمه از جاش بلند شد و رفت سراغ پیاز ها در همین حال برادر کوچیکترم گفت : “مامان من یک دارم”

مادر گفت : “خوب برو دستشویی خرس گنده خجالت نمیکشی”

گفتم :”مهناز خانم مزاحمتون نمیشم ولی خداییش دیدی عاشق بابایی ”

مامان به من نگاه کرد و خنده زیبایی کرد. به اتاقم رفتم و دراز کشیدم و به حرفهای مادرم فکر میکردم. حرفهایی که از عشق واقعی میگفت از مدارا ، فداکاری ، گذشتن از چیزایی که دوست داری. اینقدر مشغول صحبتهاش شده بودم که اون دختر رو فراموش کردم اما به یکباره باز تصویرش جلوی چشمام نقش بست.

من باید هر طور شده بود باهاش ارتباط میگرفتم. روم نمیشد به بابا سعید مطلب رو بگم با اینکه تقریبا مادر یه جورایی تو حرفاش بود که نباید پنهان کاری کنم و بهتره تو جمع خانواده موضوع حل بشه.

تصمیم گرفتم شب به بابا همه چیز و بگم البته خیلی برام راحت نبود چون میخواستم بهش بگم حالا که اینطور میگید و به حرف من گوش می دید بریم خواستگاری دختره.

شب بعد از شام رفتم سراغ پدرم توی اتاقش مشغول کار بود…

سایت نودیها

مرتضی حیدری

اشتراک گذاری :
برچسب ها :

  • آخرین بروزرسانی های نودیها

  • آخرین عکسهای شبکه های اجتماعی

  • آخرین آهنگ ها

  • سلامت و زیبایی

    «خستگی گرمایی» بدترین نوع گرمازدگی «خستگی گرمایی» بدترین نوع گرمازدگی مصرف این سبزی درمان ۹۹ درد است مصرف این سبزی درمان ۹۹ درد است ۱۴ مواد غذایی که باعث مسمومیت می‌شوند ۱۴ مواد غذایی که باعث مسمومیت می‌شوند روزانه چند لیوان آب بنوشیم؟ روزانه چند لیوان آب بنوشیم؟ چربی سوزهای پرکلسیم را بشناسید چربی سوزهای پرکلسیم را بشناسید در روزهای گرم و مقابله با گرما زدگی در روزهای گرم و مقابله با گرما زدگی ۶راهکار طب ایرانی ــ اسلامی برای جلوگیری از ضعف “نیروی جنسی” ۶راهکار طب ایرانی ــ اسلامی برای جلوگیری از ضعف “نیروی جنسی” شربتی ترش و شیرین برای لاغری افراد شربتی ترش و شیرین برای لاغری افراد صبح ناشتا بدنتان را اینگونه شگفت زده کنید صبح ناشتا بدنتان را اینگونه شگفت زده کنید از تهیه و صرف غذا در این ظروف پرهیز شود از تهیه و صرف غذا در این ظروف پرهیز شود چند ترفندهاى  آسان براى در امان ماندن از سکته قلبى چند ترفندهاى آسان براى در امان ماندن از سکته قلبى چه موادی بیشتر از شیر کلسیم دارند چه موادی بیشتر از شیر کلسیم دارند ده نکته برای افزایش باروری مردان ده نکته برای افزایش باروری مردان ۱۰ نکته که باید در مورد ریزش مو بدانید ۱۰ نکته که باید در مورد ریزش مو بدانید با خوردن عدس به دیابت مبتلا نشوید! با خوردن عدس به دیابت مبتلا نشوید! ۱۳ درمان خانگی جوش صورت ۱۳ درمان خانگی جوش صورت منوی غذایتان را بعد از ماه رمضان اینگونه تنظیم کنید منوی غذایتان را بعد از ماه رمضان اینگونه تنظیم کنید کم خونی را با خورشتی خوشمزه ریشه‌کن کنید کم خونی را با خورشتی خوشمزه ریشه‌کن کنید غذا خوردن پشت میز شما را «چاق» می‌کند غذا خوردن پشت میز شما را «چاق» می‌کند نکته‌ای که درباره آب‌ های بسته‌ بندی نمی‌دانید نکته‌ای که درباره آب‌ های بسته‌ بندی نمی‌دانید
  • تبلیغات در نودیها
  • تبلیغات در نودیها
  • بازنشر مطالب با ذکر منبع بلامانع است گروه سایتهای اسلام مووی - نودیها 1386 - 1397