Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت پانزدهم - مجله نودیها
بازدید 1838

داستان عشق من مهناز – فصل دوم قسمت پانزدهم

اشتراک گذاری :

اولین پیامکی که براش فرستادم :”سلام خوبی ؟”

نوشت : “سلام ممنون”

نوشتم : “چه خبر خانواده خوب هستن؟”

نوشت :”بله ممنون”

نوشتم : “میخوام چیزی بگم که احتمالا باعث بشه ارتباطمون تموم بشه”

نوشت : “بگو”

نوشتم:”خانوادم با ازدواجمون مخالفت کردن”

نوشت :”خانواده من هم مخالفت کردن مخصوصا بابام”

نوشتم : “خب فک کنم این آخرین پیامکهایی هستش که به هم میدیم”

نوشت : “شاید نمیدونم”

نوشتم : “یه چیزی می پرسم رک جواب بده حاضری ارتباطمون حفظ بشه”

نوشت : “من مشکلی ندارم اما فکر کنم خانواده تو خیلی با من مشکل دارن”

نوشتم : “قرار نیست کسی که متوجه بهش پس حله ؟”

نوشت : “نمیدونم آخه چی بگم”

نوشتم : “یه بله بگی درست میشه”

نوشت : “باشه”

این پیامک بازی شروع ارتباط من و حنانه شد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.