+++ حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم : ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را میافزايد و گناهان را پاك میكند و آن ماه بركت است. +++ رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه ‏اش مغفرت و پايانش اجابت و آزادى از آتش جهنم. +++ اگر بنده «خدا» مى‏ دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى ‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد. +++ امام صادق علیه السلام : برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏ گيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيست‏ و سوم. +++

لوگوی سایت بزرگ سرگرمی نودیها نسخه 1.1
دانلود موزیک ویدئو فوق العاده زیبا و احساسی دلخوشی میزان فطریه و کفاره روزه سال ۹۶ – رهبری لینکستان قراداد 2030 یونسکو - صوت،فیلم و عکس دانلود تیتراژ ماه عسل 96 - محمد علیزاده داستان سریالی عشق من مهناز

صفحات نودی‌ها در شبکه‌های اجتماعی

 
RSS صفحه اصلی سایت صفحه گوگل پلاس صفحه فیسبوک صفحه توییتر
 

ارتباط با ما

از طریق تلگرام: @mnavadiha

خاطرات جالب و جذاب از همسرداری سرداران شهید دفاع مقدس

0
خاطراتی جالب از همسرداری سرداران شهید
به گزارش سایت 598 در اولين نگاه به ميدان رزم، آنچه در ذهن تداعي مي شود چيست؟ آيا جز خون و خطر؟ اما دين مبين اسلام در صدد پرورش انسان كامل و ذوابعاد است. انسانهايي در قله شجاعت، هنگام جهاد و در قله رأفت، هنگام زندگي. در اين یادداشت، چند نمونه کوتاه از سرداران شهيد در خصوص رفتار با همسر نقل می شود:
 
مشروح در ادامه
 
 


همسر سردار شهيد عباس کريمی: تواضع و فروتني عباس باور نكردني بود. هميشه عادت داشت، وقتي من وارد اتاق مي شدم، بلند مي‏شد و به قامت مي‏ايستاد. يك روز وقتي وارد شدم روي زانوانش ايستاد. ترسيدم، گفتم: عباس چيزي شده، پاهايت چطورند؟ خنديد و گفت: «نه شما بد عادت شده‏ايد؟ من هميشه جلوي تو بلند مي‏شوم. امروز خسته‏ام. به زانو ايستادم». مي‏دانستم اگر سالم بود بلند مي‏شد و مي‏ايستاد. اصرار كردم كه بگويد چه ناراحتي دارد. بعد از اصرار زياد من گفت: چند روزي بود كه پاهايم را از پوتين در نياورده بودم. انگشتان پاهايم پوسيده است. نمي‏توانم روي پاهايم بايستم. عباس با همان حال، صبح روز بعد به منطقه جنگي رفت. اين اتفاق به من نشان داد كه حاج عباس كريمي از بندگان خاص خداوند است.

همسر سردار شهید یوسف کلاهدوز: شايد علاقه‏اش را خيلي به من نمي‏گفت، ولي در عمل خيلي به من توجه مي‏كرد. با همين كارهايش غصه دوري از خانواده‏ام يادم مي‏رفت. حقوق كه مي‏گرفت، مي‏آمد خانه و تمام پولش را مي‏گذاشت توي كمد من. مي‏گفت: «هر جور خودت دوست داري خرج كن». خريد خانه با من بود. اگر خودش پول لازم داشت مي آمد و از من مي گرفت. هر وقت هم كه دلم براي پدر و مادرم تنگ مي شد. آزاد بودم يكي دو هفته بروم اصفهان. اصلاً سخت نمي گرفت. از اصفهام هم كه بر مي گشتم، مي ديدم زندگي خيلي مرتب و تميز است. لباسهايش را خودش مي‏شست و آشپزخانه را مرتب مي‏كرد.

همسر شهید مرتضی آوينی: با اين كه تعداد مسئوليتهايي كه داشت از حد تواناييهاي يك آدم خارج بود، ولي در خانه طوري بود كه ما كمبودي احساس نمي‏كرديم؛ با آن كه من هم كار در مخابرات را آغاز كرده بودم و ايشان هم واقعاً گرفتاري كاري داشت و تربيت سه فرزندمان هم به عهده‏مان بود. وقتي من مي گفتم فرصت ندارم، شما بچه را مثلاً دكتر ببر، مي برد. من هيچ وقت درگير مسائل خريد بيرون از خانه، كوپن يا صف نبودم. جالب است بدانيد كه اكثر مطالعاتش را در اين دوران، در همين صفها انجام مي داد. تمام خريد خانه به عهده خودش بود و اصلاً لب به گلايه باز نمي كرد. خلق خوشي داشت. از من خيلي خوش خلق تر بود.

همسر سردار شهيد ولی الله چراغچی: خجالت مي‏كشيدم كه موقع راه رفتن پشت سرم بيايد تا كفشهايم را جفت كند. طعنه هاي ديگران را شنيده بودم كه مي گفتند: «آقا ولي الله كفشاي اين جوجه رو براش جفت مي‏كنه». آخر، ظاهرش خيلي خشن به نظر مي آمد. باورشان نمي شد. باور نمي كردند كه چقدر اصرار داره به من كمك كنه.

همسر سردار شهيد محمدرضا دستواره: وقتي به خانه مي رسيد، گويي جنگ را مي گذاشت پشت در و مي آمد تو. ديگر يك رزمنده نبود. يك همسر خوب بود براي من و يك پدر خوب براي مهدي. با هم خيلي مهربان بوديم و علاقه اي قلبي به هم داشتيم. اغلب اوقات كه مي رسيد خانه، خسته بود و درب و داغان. چرا كه مستقيم از كوران عمليات و به خاك و خون غلتيدن بهترين ياران خود باز مي گشت. با اين حال سعي مي كرد به بهترين شكل وظيفه سرپرستي اش را نسبت به خانه صورت دهد. به محض ورود مي پرسيد؛ كم و كسري چي داريد؛ مريض كه نيستيد؛ چيزي نمي خواهيد؟ بعد آستين بالا مي زد و پا به پاي من در آشپزخانه كار مي كرد، غذا مي پخت. ظرف مي شست. حتي لباسهايش را نمي گذاشت من بشويم. مي گفت لباسهاي كثيف من خيلي سنگين است؛ تو نمي تواني چنگ بزني. بعضي وقتها فرصت شستن نداشت. زود بر مي گشت. با اين حال موقع رفتن مرا مديون مي كرد كه دست به لباسها نزنم. در كمترين فرصتي كه به دست مي آورد، ما را مي برد گردش.

همسر سردار شهید مصطفی چمران: يك هفته بود مادرم در بيمارستان بستري بود. مصطفي به من سفارش كرد كه «شما بالاي سر مادرتان بمانيد ولش نكنيد، حتي شبها». و من هم اين كار را كردم. مامان كه خوب شد و آمديم خانه، من دو روز ديگر هم پيش او ماندم، يادم هست روزي كه مصطفي آمد دنبالم، قبل از اين كه ماشين را روشن كند دست مرا گرفت و بوسيد، مي بوسيد و همان طور با گريه از من تشكر مي كرد. من گفتم: «براي چي مصطفي؟» گفت: اين دستي كه اين همه روزها به مادرش خدمت كرده براي من مقدس است و بايد آن را بوسيد.» گفتم: از من تشكر مي كنيد؟ خب اين كه من خدمت كردم مادر من بود، مادر شما نبود كه اين همه كارها مي‏كنيد.»

گفت: «دستي كه به مادرش خدمت مي كند مقدس است و كسي كه به مادرش خير ندارد به هيچ كس خير ندارد. من از شما ممنونم كه با اين همه محبت و عشق به مادرتان خدمت كرديد.» هيچ وقت يادم نرفت كه براي او اين قدر ارزش بوده كه من به مادر خودم خدمت كردم.

همسر سردار شهيد حسن باقری: وقتي اين مرد بزرگ از جبهه به خانه مي آمد آن قدر كار كرده بود كه شده بود يك پوست و استخوان و حتي روزها گرسنگي كشيده بود، جاده ها و بيابانها را براي شناسايي پشت سر گذاشته بود، اما در خانه اثري از اين خستگي بروز نمي داد. مي نشست و به من مي گفت در اين چند روزي كه نبودم چه كار كرده اي، چه كتابي خوانده اي و همان حرفهايي كه يك زن در نهايت به دنبالش هست. من واقعاً احساس خوشبختي مي كردم.

همسر سردار شهید عباس بابایی: نمي گذاشت اخمم باقي بماند. كاري مي كرد كه بخندم و آن وقت همه مشكلاتم تمام مي شد.

همسر سردار شهيد علیرضا عاصمی: هميشه يك تبسم زيبا داشت. وارد خانه كه مي شد، قبل از حرف زدن لبخند مي زد. عصباني نمي شد. صبور بود. اعتقادش اين بود كه اين زندگي موقت است و نبايد سر مسائل كوچك خود را درگير كنيم. گاهي وقتها از شدت خستگي خوابش نمي برد. يك روز مشغول آشپزي بدم، علي هم كنار ديوار تكيه داد و مشغول صحبت با من شد تا چند دقيقه بعد آب و غذايي براي او ببرم، نگاه كردم ديدم كنار ديوار خوابش برده. ولي با همين وضعيت خيلي از مواقع كمك كار من در منزل بود، مثلاً اجازه نمي داد كه هر شب از خواب بلند شوم و به بچه برسم. مي گفت: يك شب من، يك شب شما… يك شب شام آماده كرده بودم كه متوجه شديم همسايه ما شام درست نكرده ـ چون تصور مي كرده كه همسرشان به منزل نمي آيد ـ فوراً علي غذاي ما را براي آنها برد. گفتم: خودمان؟! گفت: ما نان و ماست مي خوريم…

همسر سردار شهید اسماعيل دقايقی: فقط تا پشت در فرمانده بود. هيچ وقت نشد بخواهد به زور حرفش را به من تحميل كند. توي همه زندگيمان فقط يك بار صدايش را سرم بلند كرد.

همسر سردار شهيد عباس کريمی: حاج عباس وقتي از منطقه جنگي آمد، مثل هميشه سرش را پايين انداخت و گفت: «من شرمنده تو هستم. من نمي‏توانم همسر خوبي براي تو باشم.» پرسيدم: عمليات چطور بود؟ گفت: «خوب بود». گفتم: شكستش خوب بود؟! گفت: «جنگ است ديگر». با روحيه عجيب و خيلي عادي گفت: جنگ ما با همه خصوصيات و مشكلاتش در جبهه است و زندگي با همه ويژگيهايش در خانه». وقتي عباس به خانه مي‏آمد، ما نمي فهميديم كه در صحنه جنگ بوده و با شكست يا پيروزي آمده است.

منبع بازنشر : رجانیوز
 
(منبع: کتاب همسرداری سرداران شهيد، مؤسسه فرهنگی و هنری قدر ولايت، تهران 1389)

اشتراک گذاری :
برچسب ها :

  • آخرین بروزرسانی های نودیها

  • آخرین عکسهای شبکه های اجتماعی

  • آخرین آهنگ ها

    دانلود آهنگ جدید«دلارام» حامد زمانی با کیفیت ۳۲۰ دانلود آهنگ جدید«دلارام» حامد زمانی با کیفیت ۳۲۰ دانلود آهنگ جدید علیرضا عصار “مرد می خواهد!” – mp3 و موزیک ویدئو دانلود آهنگ جدید علیرضا عصار “مرد می خواهد!” – mp3 و موزیک ویدئو دانلود آهنگ شد خزان گلشن آشنایی… بدیع زاده – با کیفیت خوب(گرامافونی) دانلود آهنگ شد خزان گلشن آشنایی… بدیع زاده – با کیفیت خوب(گرامافونی) دانلود تیتراژ ابتدایی ماه عسل ۹۶ محمد علیزاده – با کیفیت عالی دانلود تیتراژ ابتدایی ماه عسل ۹۶ محمد علیزاده – با کیفیت عالی دانلود آهنگ حامد زمانی “بگذرد” – اردیبهشت ۹۶ – ۱۲۸ و ۳۲۰ کیفیت عالی دانلود آهنگ حامد زمانی “بگذرد” – اردیبهشت ۹۶ – ۱۲۸ و ۳۲۰ کیفیت عالی دانلود آهنگ جدید حامد زمانی بنام “زبون مادری” – با دوکیفیت و پخش آنلاین دانلود آهنگ جدید حامد زمانی بنام “زبون مادری” – با دوکیفیت و پخش آنلاین دانلود رپ جدید ۹۶ در مورد ربا و بانک دانلود رپ جدید ۹۶ در مورد ربا و بانک دانلود آهنگ آزادی با صدای حامد زمانی – آذر ۹۵ دانلود آهنگ آزادی با صدای حامد زمانی – آذر ۹۵ دانلود آهنگ جدید حامد زمانی “خادم الحسین” – با کیفیت عالی دانلود آهنگ جدید حامد زمانی “خادم الحسین” – با کیفیت عالی دانلود آهنگ «دل خون» با صدای «محسن چاوشی» دانلود آهنگ «دل خون» با صدای «محسن چاوشی»
  • بازی

    نحوه حذف اکانت اینستاگرام نحوه حذف اکانت اینستاگرام با نکات امنیتی “موبایل بانک” آشنا شوید با نکات امنیتی “موبایل بانک” آشنا شوید با این ترفندها بدون رمز عبور قفل گوشی اندروید خود را باز کنید با این ترفندها بدون رمز عبور قفل گوشی اندروید خود را باز کنید جلوگیری از خوانده شدن پیام بعد از ارسال اشتباه در تلگرام جلوگیری از خوانده شدن پیام بعد از ارسال اشتباه در تلگرام چگونه با هزینه کم لپ تاپ خوب بخرید؟ چگونه با هزینه کم لپ تاپ خوب بخرید؟ همه چیز درباره بازی پوکمن گو Pokeman Go همه چیز درباره بازی پوکمن گو Pokeman Go دانلود بازی Clash Of Quenel دانلود بازی Clash Of Quenel دانلود برنامه چهل حدیث انتظار اندروید دانلود برنامه چهل حدیث انتظار اندروید بازی ضد اسرائیلی اندروید حمله موشکی: موشک عماد + دانلود بازی ضد اسرائیلی اندروید حمله موشکی: موشک عماد + دانلود
  • طراحی سایت

    HTML tutorial HTML tutorial HTML tutorial HTML tutorial
  • گروه سایتهای اسلام مووی - نودیها 1386 - 1395